سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
183
قواعد السلاطين ( فارسى )
و نيز پادشاه جمجاه فلك جناب قمر ركاب خورشيد انتساب ، آنكه اورنگ شاهى را از جلوس همايون ، پايهء فلك البروج بخشيده ، و نقد اخلاص فدويان جاننثار را به دو كفّهء عدل و احسان سنجيده ، أعنى پادشاه كشورگشاى صاحبقرانى ، و خسرو عالىراى پادشاهنشان ، شاه عباس ثانى - أنار اللّه برهانه و جعل فى أعلى العلّيين مقامه - با علما و فضلا صحبت بسيار مىداشت ؛ و بنده نيز در آن مجالس از جملهء ايشان حاضر مىبود ؛ و تصدّقات بسيار به مستحقّين و اهل علم مىفرمودند . چنانچه روز جمعه از جهت گزاردن نماز در مسجد ، تشريف ارزانى داشت و با والدم نماز گزارد ، و وزير اعظم آن زمان ميرزا تقى بود . يكهزار تومان وضع فرموده ، به تجويز والدم به مستحقّين رسانيدند . و نيز سلسلهء تعليم و تعلّم فقير ، دست به دست و سينه به سينه ، اتصّال به حضرات ائمّهء هدى - عليهم السلام - مىيابد . و نيز اگرچه خاكسار همهء مخلوقاتم ، ليكن الحمد للّه از وجه نسب به ساير انام امتيازى داشته ، نيز از وجه فضل و رجحانيّت استغنا صدور ازين داعى مىيابد . و نيز ملاحظه فرمايند كه هيچ يك از طبقهء علمايى كه در اين عصر امتياز و اشتهار يافتهاند ، از وجه جدّ و پدر در اهل عالم به عرصهء ذكريّه انتشار نيافتهاند ، و مرتبهء تحصيل وظايف و انعامات از سلاطين نداشته ، برىّ از منهج تفاخر و امتياز و سرافرازى بودهاند ، و از وجه تحصيل علم خود وظايف به حصول پيوست . و فقير آنچه وظيفه و غير آن دارد ، از عطاياى سلاطين است كه شفقت فرموده ؛ زياده بر آن صدورپذير نگشته . چنانچه نوّاب اشرف اقدس همايون اعلى اطّلاع دارند كه وجه وظيفه كه به جدّم ، سلاطين سابقه عنايت فرموده بودند كه يك صد و پنجاه تومان بود ، بنده از وجه كمال اضطرار و احتياج از جهت كثرت اهل و عيال ، كه آنچه داشتند مدار نمىگذشت ، به سرير عرش اشتباه رسانيده ؛ چون بنده از احدى هيچبار به معرض طلب درنيامده بودم ، مشاهده مىفرمودند كه چگونه احوالم تغيير يافته ، [ 166 ] خود را فراموش